تبليغاتX
::. ترنم باران .::

ترنم باران

: درباره وبلاگ

 


 

: منوی اصلی

 

صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
 

 

: نوشته های پیشین

 

آذر 1385
آبان 1385

 

: پیوندها

 

در کوی عشق
.:: قالب های رایگان ::.

 

: موسیقی

 


 

: لینک باکس

 

 
 

: طراح قالب

 

قالب های رایگان برای بلاگفا به همراه 400 کد جاوا

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

.........

 

 

| +| نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 
اشک شمع
 
 

شب بود و شمع بود و من بودم و غم

                      شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

در زير سنگيني روزهاي جدايي


هجوم ديوانه وار واژگان

 
اضطراب لحظه هايم را دو چندان مي كنند


و مي نويسند شايد براي آخرين بار


...


آري


مي گريزم از لحظه هايي كه ديگر تو را به ياد من نمي آورند


و پناه مي برم به سكوت سرد تنهايي


تا شايد باد سرود مرگبارش را در گوشم زمزمه كند


و دست كهنه ي خاك شولاي عريانم را بدرد


و ديگر نخواند چكاوك عاشقي كه چند صباحيست گم شده است


و مي روم به سرزمين آشناي پاييزي


كه در لابلاي سنگفرش هايش برگي باشد نشان عشق


و نه براي امروز


و نه براي فرداها


تو را براي هميشه دوست مي دارم!!

تقدیم به کسی که ی روزی با همه خاطراتم منو تنها گذاشت و رفت.......



| +| نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 
دوران دانشگاه
 

دوران قبل از دانشگاه = حسرت

قبول شدن در دانشگاه = صعود

كنكور = گذرگاه كاماندارا

دوران دانشجويي = سالهاي دور از خانه

خوابگاه دانشجويي = آپارتمان شماره 13

بي نصيبان از خوابگاه = اجاره نشين ها

امتحان رياضي = كشتار نيوجرسي

امتحان ميان ترم = زنگ خطر

امتحان پايان ترم = آوار

ليست نمرات دانشجويي = ديدنيها

نمره امتحان = پرنده كوچك خوشبختي

مسئولين دانشگاه = گرگها

استادان = اين گروه خشن

اشپزخانه = خانه عنكبوت

رستوران دانشگاه = پايگاه جهنمي

پاسخ مسئولين = شايد وقتي ديگر

دانشجوي ا خراجي = مردي كه به زانو در امد

دانشجوي فارغ التحصيل = ديوانه از قفس پريد

دانشجوي سال اولي = هالوي خوش شانس

واحد گرفتن = جدال بر سر هيچ

مدرك گرفتن = پرواز بر فراز آشيانه فاخته

پاس كردن واحدها = آرزوهاي بزرگ

مرگ استادها = جلادها هم ميميرند

محوطه چمن دانشگاه =حريم مهرورزي

استاد راهنما = مرد نامرئي

كمك هزينه = بر باد رفته

درخواست دانشجويان = بگذار زندگي كنم

دانشجوي دانشگاه صنعتي = بينوايان

برخورد استادان = زن بابا

اتاق رئيس دانشگاه = كلبه وحشت

شب امتحان = امشب اشكي ميريزم

تقلب در امتحان = راز بقا

يادگيري = قله قاف

دانشجوي معترض = پسر شجاع

دكتر بهداري = گله بان

تربيت بدني1 = راكي1

تربيت بدني2 = راكي2

خاطرات استادها = اعترافات يك خلافكار

انصراف = فرار از كولاك

تصييح ورقه امتحان = انتقام

نمره گرفتن از استاد = دوئل مرگ

شاگرد اول = مرد 6مبليون دلاري

آرزوي دانشجويان = زلزله بزرگ

هيئت علمي = سامورا يي ها

رئيس دانشگاه = ديكتاتور بزرگ

رفتن به خوابگاه دختران = عبور از ميدان مين

رئيس اموزش = هزاردستان

معاون اموزش = دزد دريايي

برخورد مسئولين = كميسر متهم ميكند

از دانشگاه تا خوابگاه = از كرخه تا راين


 

_____*#######*
___*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______############پويـــنده##############
_______www.tarannoome-baran.blogfa.com
________##taher_bakelas@yahoo.com##
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________*#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

   

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 
درمیان جمع تنهاوپریشانم چوشمع

 

بازامشب جلوه بخش بزم مستانم چوشمع

درمیان سوزوسازخویش خندانم چوشمع

رقص مرگ است اینکه می پیچیم بخودازتاب درد

کس چه می داند که می سوزد تن وجانم چوشمع

باکه گویم دردبی درمان خودرا زانکه من

درمیان جمع تنهاوپریشانم چوشمع

اشک گرم وآه سرد و روی زرد و سوزدل

حاصل عشقندومن این نکته می دانم چوشمع

باخیالش بانگاهش بافراقش باغمش

گاه گریان گاه سوزان گاه لرزانم چوشمع

بسکه باشب زنده داری های خودخوکرده ام

ازنسیم صبحگاهی هم گریزانم چو شمع

گفتمت ازسوزوسازعشق ننشینم زپای

تاوجودی باشدم برعهدوپیمانم چو شمع

زندگی چیست جز  درد کشیدن 

 زندگی چیست جز محنت کشیدن

 زندگی چیست جز راهی بی پایان

من در این راه نیاز به همسفری داشته ام

من در این راه نیاز به مرکبی داشته ام

من در این را ه بی حضورت دچار تشویش گشته ام

عشق چیست که ادم را فنا سازد در آخر

عشق چیستکه آدم را رسوا سازد در آخر

عشق چیست که باعث شد به خاطرت زندگی را ببازم

ای کاش هیچ گاه نگاهم در دید گاه زیبایت نمی تابید

ای کاش هیچ وقت آوایت در گوشهایم نجوایی نمیکرد

وای کاش هیچ گاه تنم مزه شیرین آن مخمل را نمی چشید

من در وادی تو دیوانه گشته ام

من در حصار عشق تو مجنون زمانه گشته ام

من در گرمای مهر تواز خود بی خود گشته ام

در دلم نام تو را خواهم نوشت در جهنم یا که باشم در بهشت نام تو در خاطرم آمیخته جز تو را از سر برون انداخته آفتابی! بر من مسکین بتاب زنده ام با آذرخشت آفتاب

از سحاب تیره باران خواستن قطره ها از چشم نالان خواستن

عاشقی ماند که یاری خواستن عشق بودن لیک باری خواستن

عشق چون در جان و دل آید پدید

روزگار دیگری بایست دید با تو بودن رنگ خوب زندگی است بی تو حتی زندگی آوارگی است

از عشق مگوئيد كه، بيخود شدم عاشق
افسوس! چه آورد سرم عشق شقايق

حالا تو بيا! اي دل بيــمار به پيشم
آشفته مرا كردي و خنده تو به ريشم

اي عشق ببين با دل سرگشته چه كردي
از او بربودي تو قـرار و همه مردي

باور چه توان كرد كه مستي به سر آيد
دنيـــاي شود تار ، اگر يــار نيا يد

باريدن باران و شب ساكت و آرام
پوشانده، شرابي كه ز ديده است به اندام

ازدور شدي خيره به من با دو نگاهت ...
من بر سر ميعاد بُدم چشم براهت

تا به دانشکده ی عشق و جنون پا نرسد

منطق   شیخ  به  یک  حل  معما  نرسد

تا شب  وصل  تو بر  پا نشود  بزم  سرور

خبری   بر   دلت   از   عالم   بالا   نرسد

کی روم از پی خوبان من با شرم و حیا

کششی  تا  ز  دل   اهل   تمنا   نرسد

تا چو  مجنون  نخوری  گرد بیابان طلب

هر گزت  پای  به  سر  منزل  لیلا نرسد

بعد عمری که  به پیری برسیدی بینی

بجوانی   دگر  آن   چهره  سیما  نرسد

چشم  دل  باز کن و مصطبه فقر ببین

که به سر پوش درش گنبد خضرا نرسد

اگه دلم تنگ ميشه خيلي برات منو ببخش

اگه نگام گُم ميشه تو شهر چشات منو ببخش

منو ببخش اكه شبا همش ستاره ميچينم

اگه همش پيش همه بهت ميگم دوست دارم

منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم

منو ببخش اگه شبا فقط تورو خواب مي بينم

منو ببخش اگه تو رو ميسپارمت دست خدا

اگه پيش غريبه ها به جاي تو ميگم شما

منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم

تو فرشته يي و من خيلي باشم يه آدمم

منو ببخش اگه فقط ميخوام بشي مال خودم

منو ببخش اكه كمم ولي زيادي عاشقت شدم

منو ببخش اگه برات ميميرم و زنده ميشم

منو ببخش اگه با ديوونگيام پيش تو شرمنده ميشم

منو ببخش من نميخوام تو رو به ماه نشون بدم

نشونيتو نه به شبو نه دست آسمون بدم

اگه دوست دارم خيلي زياد منو ببخش

اگه تويي اون كه فقط دلم ميخواد منو ببخش

 

| +| نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 
درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
 

 به نام انكه غربت را بنا كرد
تو را از من مرا از تو جدا كرد


عشق يعني شعر ناب زندگي
موج ديدن در سراب زندگي

مهرباني دوستي مهرو صفا
لب فشاريم در كتاب زندگي

عشق يعني گريه ي شب تا سحر
نفرت از جادوي خواب زندگي

در جواني دوري از مرداب نفس

دوري از تنگ حباب زندگي

عشق يعني سايبان افراشتن
در بيابان خراب زندگي

عشق يعني گم شدن در موج نور
در شب بي افتاب زندگي

پروردگارا...

به من آرامش ده

تا بپذیرم آن چه را را که نمیتوانم تغییر دهم

دلیری ده تا تغییر دهم آن چه را میتوانم تغییر دهم

بینش ده تا تفاوت این دو را بفهمم

مرا فهم ده تامتوقع نباشم دنیاو مردم آن مطابق میل من رفتار کنند

  

بگذار تا ببارد باران
اينک نگاه کن

از پشت پلک پنجره باران را

و گوش کن

به اين ترنم تکرار

وگوش کن که در شب
ديگر سکوت نيست

" اين صدای باران است

امشب صفای گريه من

سيلاب ابرهای بهاران است
"
اين گريه نيست

ريزش باران است...

20بارديدمت ۱۹بار بهت خنديدم

۱۸ بار به من اخم کردی ۱۷ بار از دستم خسته شدی

ولی من باز ۱۶ بار ديگرسعی کردم ۱۵جمله ی عاشقانه رو ۱۴ بار به ۱۳زبان

و ۱۲ لهجه و۱۱ روز روزی ۱۰ باربه کمک ۹ نفر به تو گفتم

اما تو ۸ بار قهر کردی ۷ بار سرتو از من برگردوندی ۶ بار برات مردم ۵ بار قربونت رفتم

۴ بار نازتو کشيدم تو ۳ بار ناز کردی و ۲ بار خنديدی و جونمو به لبم رسوندی

تا ۱ بار بگی دوستت دارم

OVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVEYOUILOVE
OUILOVYOUIL
****** VEYOU ****** ILOVEYOUILO
OVEYOUIL
*********** L *********** OUILOVEY
YOUIL
*************** *************** YOUIL
UILO
*********************************** VE
EI
************************************* IL
V
*************************************** O
O
*************************************** L
E
*************************************** U
YO
************************************* IL
YOUI
*********************************** EY
OVEYO
******************************* LOVEY
OVEYOUIL
*************************** ILOVEY
UILOVEYOU
*********************** UILOVEYOU
VEYOUILOVEYOU
***************** YOUILOVEYOU
YOUILOVEYOUILOV
************* LOVEYOUILOVEY
UILOVEYOUILOVEYOU
********* LOVEYOUILOVEYOU
LOVEYOUILOVEYOUILOV
***** ILOVEYOUILOVEYOUI
EYOUILOVEYOUILOVEYOU
*** YOULOVEYOUILOVEYOU
VEYOUILOVEYOUILOVEYOU
* VEYOUILOVEYOUILOVEY

   

غم عشقت بیابان پرورم کرد

هوای بخت،بی بال وپرم کرد

به من گفتی:صبوری کن صبوری

صبوری طرفه خاکی برسرم کرد

 

   

 عاشقم،عاشق به رویت گرنمی دانی،بدان

سوختم درآرزویت گرنمی دانی ،بدان

این دل دیوانه ام امشب چه محشرمی کند

هرچه پندش می دهم دیوانه بدترمی کند

 

اندرتودلی شکسته داریم ای دوست

جزتونظربه کسی نداریم ای دوست

 گفتی که به دل شکستگان نزدیکی

مانیزدلی شکسته داریم ای دوست

 

 سوزنده ترازشرارآهم کردی

افتاده ترازغباراهم کردی

دانی چه زمان دین ودلم دزدیدی

آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی

 

مرایک دم دل ازخوبان جدانیست

ولی صدحیف که درخوبان وفانیست

به خوبان دل سپردن کارسهل است

دل ازخوبان گرفتن کارما نیست

 

درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد

کسی جای دراین کلبه ی ویرانه ندارد

دل رابه کف هرکه نهم بازپس آرد

کس تاب نگهداری دیوانه ندارد

 

 یک رنگی وبوی تازه ازعشق بگیر

پرسوزترین گدازه ازعشق بگیر

درهرنفسی که می تپی ای دل من

یادت نروداجازه ازعشق بگیر

   

____________**__**_____* __________
___________***_*__*_____* _________
__________****_____**___****** ____
_________*****______**_*______** __
________*****_______**________*_**
________*****_______*_______* _____
________******_____*_______* ______
_________******____*______* _______
__________********_______* ________
__***_________**______** __________
*******__________** _______________
_*******_________* ________________
__******_________*_* ______________
___***___*_______** _______________
___________*_____*__* _____________
_______****_*___* _________________
_____******__*_** _________________
____*******___** __________________
____*****______* __________________
____**_________* __________________
_____*_________* __________________
_____________*_* __________________
______________** __________________
______________* ___________________

باز هم درسينه ام گل كرده آهي رهگذر
سوختم در آتش سرد نگاهي رهگذر

زير مشت سرخ پاييزان منم آوار زرد
در كوير دل نمي رويد گياهي رهگذر

شب، شب بوران و كوتاه است ديوار اميد
نيست جز تيغ برهنه سر پناهي رهگذر

يك نفس با من بمان و يك هزاره غم بخوان
از كتابي آسماني در نگاهي رهگذر

در دو سمت فاصله با طنز تلخي بين ما
بركه مي گويد غم ماهي به ماهي رهگذر

با دل غمديده ي من فال حافظ مي زند
اين سر شوريده در اعماق چاهي رهگذر

« راست مي گويي كه اين شب حسرتي بي روزن است»
مانده يك ناهيد رؤيا تا پگاهي رهگذر

كوله بارت را ببر اين دردها، اين اشكها
باز هم اينجا بيا گاهي به گاهي رهگذر

   

 

گرچه عمری است غریبانه فراموش توام

بازمشتاق تووگرمی آغوش توام

باورم نیست که بیگانه شدی بامن ومن

همچویک خاطره ی کهنه فراموش توام

حسرتی گربدلم هست همان دیدن توست

من پرستوی خزان دیده وخاموش توام

از همان نگاه اول چنان در قلبم نفوذ کردی

که با هیچ ابزاری نتوانستم تو را از قلبم بیرون بکشم

وچنان آتشی در قلبم افروختی که با صد دریا هم نمیشد این آتش خاموش کرد.

این قلب من که بزور می طپید با دیدن روی زیبایت چنان به طپش افتاد

که گویی سال ها از طپیدن جا مانده به یکباره بیدار شده است

نمیدانم چرا هر وقت تو را می بینم زبانم ترمز می کند

و بدنم همچون بید به لرزه می افتد ؟

می دونی چرا یا نه ؟

 


| +| نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385 توسط طاهر   |   |  ارسال به دوستان
 


KHELI KHELI MAMNON KEH TASHRIF AVORDIN  IN HAM YAHOO ID MAN taher_bakelas@yahoo.com
SHAD BASHIN O SAR AFRAZ